سالها پیش تلفن زنگ زد. گوشی رو برداشتم.از اونطرف خط صدای یک آدم خوشحال پر از هیجان به گوش می رسید، صدا شبیه کسی بود که وسط بیابون یهو به دریا رسیده باشه.
با هیجان گفت:
(دکتر آب آورد! آب اومد!)
من که هنوز توی خواب و بیداری بودم، گفتم:
کجا اومد؟! آب؟! همین آب معروف که سالها منتظرشیم؟!
گفت:
(بله! مشکل آب منطقه حل شد! با زحمات دکتر! خیلی آدم شریف و زحمتکشیه، واقعاً خالص و بیریا، خودش شیر آبو از افغانستان بسوی سیستان باز کرد، شخصاً!
بعدشم با حالت سخنرانی انتخاباتی گفت:
الان وقتشه ازش تشکر کنیم .شما هم همه جا بنویس، تو همه گروهها، کانالا، بنویس که دکتر آب آورد.
و در حالی که از شدت شوق داشت میترکید، شروع کرد به خنده های هیستریکی تا منو تحت تاثیر قرار بده:
(هه هه هه…)
من که هنوز چشمم دنبال کوزهی خالی آب بود، گفتم:
چشم اما اول بذارید ببینیم چقدر آب میاد، اصلاً میرسه به چاه نیمه ها یا فقط در حد خیس کردن سنگفرش دم دره و دو ساعت دیگه خشک میشه؟
من اون روز متنی ننوشتم، اما کل کانالهای محلی نوشتن:
با تلاش شبانه روزی دکتر آب آمد!
رقیب انتخاباتی دکتر هم که دید اوضاع داره از دستش در میره، دستپاچه شد و گفت:
در واقع پروژه مشترک بود! همکاری تیمی بود! ما هم بودیم!
از اون طرف، تعدادی از فعالان اجتماعی مقیم تهران هم تبریک میفرستادن، میگفتن:
ما با وزیر و حاجآقا کلی جلسه داشتیم، جلسههامون جواب داد! اصلاً ما سرچشمهی برکاتیم!
اما…
سحرگاه روز بعد، آب مثل مهمونی که درو زده و بدون خداحافظی رفته، قطع شد!
فقط در حد اینکه زمین ورودی سیستان یه کم خیس بشه، همین!
یه هفته بعد،به همون آقا تماس گرفتم. گفتم:
اون آبی که گفتی دکتر صحبت کرده میاد چی شد؟ رها شده و داره میاد؟
صداش در نمیومد:
اِه… اُم… بله… حالا یه مشکلات فنی پیش اومد…
بهش گفتم:
ببین، واسه پاچهخواری هیچوقت مردم زادگاهتو فریب نده.این آقای دکتر شما یه روزی میره، شاید بعداً حتی گوشیتو جواب نده، ولی تو میمونی و مردم شهرت. تازه اون دنیا هم باید جواب پس بدی!
یه لحظه سکوت کرد، بعد گفت:
درست میگی… حق با توئه.
پینوشت:
در حوزه ارتباطات اجتماعی و مدیریت افکار عمومی، یکی از آسیبزاترین رفتارها، ساختن روایتهای جعلی یا اغراقشده برای جلب توجه یا کسب محبوبیت موقت است. وقتی مسئولی بدون دستاورد واقعی، با تبلیغات یک مشکل ساختاری مثل کمآبی را حلشده جلوه میدهد به اعتماد عمومی لطمه میزند.
همچنین افرادی که برای جلب توجه، آگاهانه مردم را فریب میدهند در بلندمدت اعتبارشان را از دست خواهند داد و همچنین در جامعه نیز با پدیده بیاعتمادی روبرو خواهیم شد. بطوریکه اگر روزی حقیقت هم گفته شود کسی باور نکند.
حسین نظری جهانتیغی