به گزارش افق سیستان _ استان سیستان و بلوچستان به عنوان پهناورترین استان کشور با مساحتی که چندین برابر وسعت برخی کشورهای اروپایی است، این روزها با یک تناقض آماری عمیق در حوزه زیرساختهای انرژی دستوپنج نرم میکند. فعالیت تنها هفت جایگاه عرضه گاز طبیعی فشرده در سرتاسر این استان وسیع، نه یک ضعف مدیریتی ساده، بلکه سندی بر محرومیت مضاعف مردمی است که برای بهرهمندی از سادهترین حقوق رفاهی خود باید کیلومترها مسیر را بپیمایند یا ساعتها در صفهای طولانی انتظار بکشند. این بیتوجهی به توزیع متوازن جایگاههای سوخت در زاهدان، زابل، خاش و سراوان، در حالی رخ میدهد که مسئولان همواره بر ضرورت استفاده از سوختهای پاک برای کاهش آلایندههای زیستمحیطی تأکید دارند، اما گویا این الزام تنها در حد بخشنامههای کاغذی باقی مانده و در دنیای واقعی، مردم باید تاوانِ این سوءمدیریت را با کاهش سرمایه زندگی خود یعنی زمان و آرامش بپردازند.
این بحران زیرساختی پیامدهایی فراتر از اتلاف وقت دارد؛ تجمع خودروها در جایگاههای محدود و درجا کار کردن طولانیمدت آنها، هوای شهرهای ما را به کانون انتشار آلایندههای سمی تبدیل کرده است که مستقیماً سلامت ریوی شهروندان را هدف قرار میدهد. علاوه بر این، فشار عصبی ناشی از انتظار در صفهای طولانی سوختگیری، خود عاملی برای افزایش استرسهای اجتماعی و احتمال بروز حوادث ترافیکی در حاشیه جایگاههاست. اینکه بخشی از جامعه به دلیل نبودِ زیرساختهای لازم، از دسترسی به سوخت مقرونبهصرفه محروم شوند و ناچار به تحمل هزینههای سنگینتر بنزین باشند، مصداق بارز بیعدالتی در دسترسی به منابع ملی است.
وقت آن رسیده است که شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی و متولیان توسعه زیرساختهای انرژی، نگاه جزیرهای و مرکزگرای خود را به این استان تغییر دهند و این وضعیتِ بهغایت ناپایدار را با یک برنامه عملیاتی و ضربتی اصلاح کنند. دیگر نمیتوان با گزارشهای آماریِ خنثی و وعدههای بیپایان، مردم این خطه را به سکوت واداشت؛ چرا که توسعهنیافتگی زیرساختی در این استان، مستقیماً به سلامت جسمی و روانی جامعه آسیب میزند. مطالبه مردم استان، بازنگری فوری در نقشه توزیع جایگاههای سوخت و ایجاد عدالت در برخورداری از منابع انرژی است، چرا که استانی با این ظرفیتهای استراتژیک، شایسته شرایطی به مراتب بهتر از وضعیت اسفناک فعلی است.